جادوی ونوس در خانه 12 و عالم اختری

 

برخلاف دیگر سیارات در نجوم شرقی-کارمیکی ،شوکرا به‌راحتی میان دوگانگی‌ها حرکت می‌کند؛ میان روح و ماده، لذت و ریاضت، زندگی و مرگ، دِواها و آسوراها، و آسمان و جهان زیرین (دنیای امیال و خواب ها). شوکرا، پلی میان این جهان‌های ظاهراً متضاد است و نشان می‌دهد که حقیقت، زیبایی و آگاهی می‌توانند هم در اوج نور و هم در عمیق‌ترین لایه‌های تاریکی و ناشناخته ها یافت شوند. از همین رو، در تانترا، شوکرا صرفاً سیاره‌ی عشق و لذت نیست، بلکه استاد دگرگونی، اسرار پنهان خلقت، و تبدیل میل و ماده به ابزاری برای رشد و تعالی معنوی نیز به شمار می‌آید.

در نجوم کارمیک، ونوس سیاره‌ی لذت، عشق، زیبایی و ارتباطات انسانی است و ذاتاً سیاره‌ی «زمان شب» است. در جیوتیش، انرژی ونوس در تاریکی شب فعال‌تر، عمیق‌تر و طبیعی‌تر جریان پیدا می‌کند. به همین دلیل در بسیاری از مکاتب تانتریک توصیه شده که روابط جنسی در شب انجام شود؛ زیرا در این زمان، انرژی ونوس بدون فشار خورشید، آزادتر و هماهنگ‌تر تجربه می‌شود.در طول روز، انرژی خورشید و سیاره مرکوری فعال است؛ یعنی ذهنِ تحلیل‌گر، کنترل‌گر و اجتماعی انسان در اوج قرار دارد.این ذهن، همواره به دنبال سانسور خود و امیال اش است.اما در شب، این لایه‌ها آرام‌تر می‌شوند و انسان به حالت طبیعی‌تر، احساسی‌تر و پذیرنده‌تر وارد می‌شود.(علت اینکه خورشید در نشان ترازو و خانه هفت هبوط میکند نیز همین است.)با به خواب رفتن کالبد فیزیکی یا به ارگاسم رسیدن، آگاهی ما از محدودیت‌های بیداری و جسم فیزیکی رها شده و مستقیماً وارد لایه‌ی اختری خانه 12 می‌شود.

در سنت‌های تانترایی گفته می‌شود،شب، قلمروی سیاره ونوس است.از ان طرف،در شب،ما وارد قلمروی خواب نیز میشویم. در آموزه‌های شرقی، جهان رؤیا و قلمرو اختری تحت تأثیر راجاس گونا (Rajas Guna) قرار دارند.راجاس،کیفیتی از انرژی است که نماد فعالیت، حرکت، اشتیاق و نیروی جنسی در جیوتیش است.این مفهوم با جایگاه ونوس نیز مرتبط دانسته می‌شود،سیاره‌ای که نماد عشق، کشش و اشتیاق است و در برج ماهی به حالت شرف (Exaltation) می‌رسد. ماهی نیز در چرخه زودیاک، با خانه دوازدهم، یعنی خانه رؤیاها، خواب، ناخودآگاه، اتلاف و «تخلیه انرژی» و برخی لذت‌های حسی، ارتباط دارد.از دیدگاه نجوم شرقی، قلمرو اختری خارج از محدودیت‌های زمان و مکان عمل می‌کند و خانه دوازدهم نیز نماد جهانی است که انسان پس از مرگ وارد آن می‌شود.برای مثال، گفته می‌شود که انسان پس از مرگ، بسته به آنچه ذهنش در واپسین لحظات زندگی بر آن متمرکز بوده است، وارد بهشتی رؤیایی یا کابوسی هولناک می‌شود.براساس کتاب مردگان تبتی، رویا و مرگ از یک جنس هستند؛ هر دو موجب خروج آگاهی از کالبد مادی و ورود به لایه‌ی عالم اختری می‌باشند. در لحظه‌ی مرگ یا در خواب عمیق، فاصله میان «فکر» و «واقعیت» از بین می‌رود. ذهن ناپالوده، جهنم یا بهشت خود را خلق می‌کند و در همان توهم (مرداب خانه ۱۲) زندانی می‌شود.(جالب تر اینجاست که ونوس حاکم دوخانه ماراکا،یعنی خانه هایی که موجب مرگ میشوند،است!خانه دوم و خانه هفتم)

از این رو، خانه دوازدهم خانه‌ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. همه ما ذهنی داریم که در طول روز بارها در خیال‌پردازی، رؤیاپردازی و سرگردانی غرق می‌شود و شب‌ها نیز در قالب رؤیا به فعالیت خود ادامه می‌دهد.از دید نجوم کارمیک، این خیال‌پردازی‌ها و فعالیت‌های ذهنی، نوعی مصرف یا تخلیه انرژی جنسی و حیاتی از طریق خانه ۱۲،محسوب می‌شوند.فانتزی‌ها و کشش‌های جنسی/احساسی که در بیداری سرکوب می‌شوند، در خانه دوازدهم (که تحت فرمانروایی نشان ماهی است) تجسد می‌یابند.شوکرا (ونوس) حامل این نیروی راجاسیک است. اشتیاق شدیدِ شوکرا است که روح را ترغیب می‌کند تا در خانه دوازدهم مرزهای فردیت را بشکند و با کل هستی یا با یک آگاهی دیگر ادغام شود. این ادغام، چه در سطح یک رابطه‌ی جنسیِ تانتریک در شب و چه در قالب یک اتحاد معنوی در جهان اختری، تلاشی است برای چشیدن طعمِ یگانگی.

به همین دلیل، بسیاری از سنت‌های معنوی بر ضرورت کنترل ذهن، مدیریت افکار و هدایت آگاهانه توجه تأکید دارند؛ زیرا اگر انسان ذهن خود را هدایت نکند، این احتمال وجود دارد که افکار او تحت تأثیر نیروها، الگوها یا تأثیرات بیرونی مثل افراد دیگر قرار بگیرند؛ تأثیراتی که لزوماً در راستای رشد و پیشرفت او نیستند.در این جهان مه‌آلود خانه ۱۲ و نشان ماهی، جایی که خیال و واقعیت از یکدیگر قابل تشخیص نیستند و در حقیقت یک چیز به شمار می‌آیند، باید با «نهایت احتیاط»قدم برداشت.

در نجوم کارمیک، از «عالم اختری» به‌عنوان لایه‌ای از آگاهی یاد می‌شود که میان دنیای مادی و سطوح بالاتر قرار دارد؛ قلمرویی که انسان آن را بیشتر از طریق خواب‌ها، رؤیاها، خیال‌پردازی‌ها (Daydreaming) و تصاویر ذهنی تجربه میکند. در این قلمرو، ذهن دیگر مانند دنیای بیداری به قوانین اجتماعی، بایدها و نبایدها یا نقش‌هایی که در زندگی روزمره بر عهده دارد، محدود نیست.به همین دلیل، رؤیاها اغلب چیزهایی را به تصویر می‌کشند که در بیداری هرگز جرأت بیان یا حتی فکر کردن به آن‌ها را نداریم.اینجاست که ونوس اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.در جیوتیش، ونوس در خانه دوازدهم و برج ماهی (Pisces)به شرف می‌رسد. خانه دوازدهم، خانه‌ی خواب، رؤیا، انحلال مرزهای فردی، خلوت درونی، تخلیه انرژی(مخصوصا جنسی) و تجربه‌های عمیق ناخودآگاه است. از سوی دیگر، برج ماهی نیز نماد حل شدن مرزها و پیوند با جهانی فراتر از محدودیت‌های مادی است.در دنیای بیداری، انسان دائماً در حال سانسور کردن خود است؛ فرهنگ، خانواده، مذهب، اخلاق، قوانین اجتماعی و ترس از قضاوت، به ما می‌گویند چه چیزی را باید احساس کنیم و چه چیزی را نباید حتی به زبان بیاوریم.اما وقتی وارد قلمرو رؤیا می‌شویم، این دیوارها تا حد زیادی فرو می‌ریزند.به همین دلیل است که بسیاری از افراد، در خواب یا خیال‌پردازی‌های خود، احساسات، کشش‌ها یا حتی فانتزی‌های جنسی ای را تجربه می‌کنند که شاید هرگز در زندگی روزمره ابراز نکنند.ونوس، سیاره‌ی امیال جنسی نیز است. طبیعی است که در قلمرویی که ذهن منطقی و محدودیت‌های روزمره کمرنگ‌تر می‌شوند، بتواند آزادانه‌تر خود را نشان دهد.

در کابالا،عالم اختری با سفیروت یسود در ارتباط است(Yesod).یسود، مخزنِ تمامِ اشکالِ ذهنی، فانتزی‌ها و رویاهاست. این همان «عالم مثال» است که در آن آرزوهای ما نه به صورتِ نیتِ خالص، بلکه به صورتِ یک تصویرِ رنگارنگ و دارایِ «ارتعاش» وجود دارند. در اینجا، یسود آینه‌ای است که نیت‌های ما را دریافت کرده و به آن‌ها «کالبد اختری» می‌بخشد تا برای ورود به دنیا آماده شوند.در یسود، مرز میان حقیقت و توهم بسیار باریک است. به همین دلیل آن را به «آب» یا «آینه» تشبیه می‌کنند.در بدنِ کیهانی، یسود با اندام‌های تولیدمثل مرتبط است.بنابراین ما ارتباط بسیار نزدیک تخیل و خلق کردن را با کارکرد اندام های جنسی میبینیم.در یسود، فانتزی‌ها (که در خانه ۱۲ پرورانده شده‌اند) چنان واقعی به نظر می‌رسند که فرد ممکن است «به‌جای واقعیت، در توهمات خویشتن زندگی کند».شوکرا یا ونوس صرفاً سیاره ی کشش فیزیکی نیست؛ونوس نشان می‌دهد که انرژی خلاق و جنسی (که در یسود، منطبق بر اندام‌های تولیدمثل است) سوختِ اصلی برای خلق کالبد اختری و پرواز در جهان رویاهاست.در نجوم کارمیک، خیال‌پردازی‌های بی‌هدف شبانه یا انحرافات ذهنی، نوعی «اتلاف و تخلیه انرژی کارمایی» (از ویژگی‌های منفی خانه ۱۲) هستند. اگر سالک نتواند شوکرا را مهار کند، این انرژی حیاتی هدر می‌رود. اما برای خردآموزان شوکرا، این انرژی تبدیل به نیروی محرکه‌ای می‌شود تا در بستر یسود، رویاهای آگاهانه (Lucid Dreaming) و خلاقیت در عرصه ماورایی داشته باشند.

هر شب، زمانی که به خواب می‌رویم، آگاهی ما وارد قلمرو خانه دوازدهم می‌شود؛ خانه‌ای که در نجوم، فرمانروای دنیای رؤیاها و انرژی‌ای است که در طول خواب و تجربه‌های رؤیایی مصرف می‌کنیم.برای بیشتر انسان‌ها، خواب حالتی ناخودآگاه است؛ آن‌ها در جهان رؤیاها بدون آگاهی حرکت می‌کنند، صبح از خواب بیدار می‌شوند و اغلب هیچ توجهی به رؤیاهای خود ندارند یا آن‌ها را به‌سرعت فراموش می‌کنند.اما از دیدگاه نجوم شرقی، سالک یا فردی که مسیر رشد معنوی را طی کرده است، کالبد اختری خود را «پرورش» داده و بر «حواس اختری»خویش تسلط یافته است. بدون این آگاهی، انسان در جهان اختری مانند فردی نابینا و ناشنواست و تجربه‌اش تنها به دنیای مادی محدود می‌شود؛ محدودیتی که در این نگاه، نمادی از ناآگاهی است.فردی که به مرتبه‌ای بالاتر از آگاهی رسیده باشد، می‌تواند در جهان اختری با حواس ظریف خود ببیند، بشنود، لمس کند، بچشد و تجربه کند؛ او در هنگام خواب نیز هوشیار است و آنچه را در این قلمرو رخ می‌دهد، آگاهانه درک می‌کند.

از آنجا که این خانه هم با مفهوم رهایی و یگانگی با کل جهان هستی پیوند دارد و هم با انرژی جنسی.خانه دوازدهم و به‌طور کلی جهان اختری، قلمرویی است که در آن مرزهای هویت فردی کمرنگ می‌شوند و بسیاری از تعریف‌هایی که از «من» داریم، در تجربه‌ای گسترده‌تر حل می‌شوند. همچنین در مسیر رهایی معنوی، انسان محدودیت‌های خود را رها می‌کند و به حالتی که در فلسفه‌های شرقی موکشا یا آزادی از چرخه وابستگی‌ها نامیده می‌شود، نزدیک می‌شود.

در این نگاه، جهان اختری قوانین ثابت و بیرونی ندارد و تجربه انسان بیش از هر چیز تحت تأثیر اراده، آگاهی و وضعیت درونی او شکل می‌گیرد. به همین دلیل گفته می‌شود افرادی که برای نخستین بار تلاش می‌کنند آگاهانه وارد قلمرو رؤیا شوند، معمولاً باید بسیاری از باورها، محدودیت‌ها و شرطی‌شدگی‌هایی را که از خانواده، جامعه، فرهنگ یا مذهب آموخته‌اند، بازنگری کنند؛ زیرا این «الگوهای ذهنی» می‌توانند جریان آزاد انرژی درونی را محدود کرده و در نتیجه، تجربه آگاهانه در جهان رؤیا و قلمرو اختری را دشوارتر سازند.وقتی انسان بتواند با آگاهی کامل این قلمرو را تجربه کند، از دیدگاه مکاتب باطنی، «واقعیت-Reality» ماهیتی مبتنی بر انرژی جنسی و نیروی آفرینش پیدا می‌کند. در این نگاه، انرژی جنسی صرفاً به معنای رابطه فیزیکی نیست، بلکه نیروی بنیادین حیات، آفرینش، سلامتی و پیوند میان همه موجودات به شمار می‌رود.

یکی از اهداف اصلی ساخت و تکامل کالبد اختری، تجربه حالتی است که در آن مرزهای هویت فردی به‌طور موقت در ارتباط با موجود یا آگاهی دیگری محو می‌شود؛ تجربه‌ای که از دیدگاه این سنت‌ها، نمادی از اتحاد، یگانگی و لذت معنوی است.بر همین اساس، گفته می‌شود افرادی که به سطوح بالاتری از آگاهی در جهان اختری دست پیدا می‌کنند، ممکن است رؤیاهایی با مضامین جنسی یا تجربه‌هایی از ارتباط با موجودات یا افراد دیگر داشته باشند. در این آموزه‌ها، چنین تجربه‌هایی بخشی از تعاملات جهان اختری تلقی می‌شود، مشروط بر اینکه کاملاً مطابق با اراده آگاهانه فرد باشد.

به همین دلیل، در این مکاتب بر اهمیت تشرف (Initiation) تأکید فراوان می‌شود. تشرف به معنای روبه‌رو شدن با نیروها و سطوحی از آگاهی است که فرد هنوز شناخت کاملی از آن‌ها ندارد. از این رو، سالک باید پیش از هر چیز آگاهی خود را گسترش دهد و اطمینان حاصل کند که تصمیم‌ها و اعمالش از اراده حقیقی او سرچشمه می‌گیرند، نه از عادت‌ها، وابستگی‌ها، امیال ناخودآگاه یا گرایش‌های اعتیادگونه.به همین دلیل، خودشناسی عمیق، تأمل بر انگیزه‌های درونی و شناخت «ماهیت انرژی جنسی»، بخش جدایی‌ناپذیر مسیر رشد معنوی در بسیاری از سنت‌های رازآمیز به شمار می‌آید؛ زیرا تنها از طریق این آگاهی است که فرد می‌تواند میان خواسته‌های اصیل روح و کشش‌های ناخوداگاه ایگومحور خود تمایز قائل شود.

این آزادی، به‌وضوح برای «انسان های قمری»،که هویتش وابسته به قوانین، امنیتِ چارچوب‌های مادی و سانسورهای روزانه است،هراس‌آور است؛ کسی که در پذیرش محدودیت‌های جامعه، فرهنگ یا سنت‌های خود احساس امنیت و رضایت می‌کند.افراد قمری،در مواجهه با بی‌مرزیِ خانه دوازدهم و فانتزی‌های یسود دچار هراس، فریب و وابستگی می‌شود. او در خواب‌های خود منفعل است و اجازه می‌دهد نیروهای بیرونی یا انگل های اختری ذهنش را تسخیر کنند.به همین علت افراد قمری به راحتی جذب فرقه ها میشوند.

اما همین آزادی، برای «انسانِ خورشیدی» که آمادگی پیمودن مسیر «دست چپ-Left-hand Path» را دارد، مایه‌ی شادی و رهایی است. او به‌خوبی می‌داند چگونه امیال و حواس خود را در هماهنگی با اراده و حقیقت درونی‌اش تجربه کند و از این هماهنگی، سلامت، ثروت، فراوانی و لذت را به‌دست آورد.او در خانه ۱۲ بیدار است؛ او دیگر قربانی فریب‌ها و توهماتِ مه‌آلود این قلمرو نیست.

هر موجودی که حقیقتاً آزادی را بخواهد، می‌تواند به آن دست یابد. اما بیشتر انسان‌ها ترجیح می‌دهند دیگران این مسیر را برایشان طی کنند، یا می‌کوشند نور و دستاورد دیگران را از آنِ خود سازند؛ تلاشی که در نهایت، محکوم به شکست است.قلمرو خانه ۱۲، جهان توهم، فریب و اغواگری است؛ جهانی که رازهای آن بازتابی از همان تاریکی‌هایی هستند که هنوز در وجود خود نشناخته‌اید یا بر آن‌ها غلبه نکرده‌اید.وقتی کسی بر جهان اختری تسلط پیدا می‌کند، آن را همان‌گونه که هست می‌بیند.یا مردابی که خود ساخته است، یا بهشتی که خود آفریده است. زیرا انسان، چه به نیکی و چه به بدی، بر تخت پادشاهی ذهن خویش می‌نشیند یا در همان ذهن زندانی می‌شود.هدایت آگاهانه خویشتن در مسیر معنوی، تنها سپر دفاعی در برابر دام‌ها، مرداب‌ها، وابستگی‌ها و فریب‌هایی است که همواره در کاوش جهان اختری در کمین انسان هستند. این قلمرو می‌تواند وسیله‌ای برای سقوط و تباهی روح باشد یا ابزاری برای تعالی و رشد آن.

در چه نشان و خانه ای ونوس را در چارت تولد خود دارید؟

OM NAMAH SHIVAYA