زحل،سو استفاده و قاچاق جنسی زنان و کودکان

 

 

در این مقاله،ما به بررسی جایگاه سیاره زحل در چرخه های سواستفاده های جنسی،مانند آزار و اذیت افراد ضعیف تر و آسیب پذیرتر مثل کودکان،دختران و زنان و قاچاق جنسی میپردازیم.جامعه ی مدرن امروزه،روی لایه های پنهانی که پر از شر و فساد هستند،بنا شده که همیشه لزوما آشکار نیستند.لازم است به خاطر داشته باشیم که تمامی سیارات دیگر در نجوم،خود نیز مستعد انحرافات خاص خود چه بسا در حوزه ی جنسی بوده و جایگیری های ذکر شده در این مقاله،به هیچ وجه ذاتا "شیطانی"و"از نظر جنسی منحرف"نیستند.این مقاله به هیچ عنوان نباید برای قضاوت یا برچسب زدن به افرادی که تحت حکومت انرژی زحلی هستند،استفاده شود.3 ناکشاترای تحت حکومت زحل،پوشیا(Pushya)،آنورادا(Anuradha) و اوتارابادراپادا(Uttara Bhadarapada)هستند.

 

بررسی انرژی زحل در نجوم کارمیک

زحل در افراطی ترین حالت خود،سیاره ای است که "تحقیر" کردن یا شدن را به همراه می اورد.تجلی این موضوع را میتوان گاهی در برخی از افراد مشاهده کرد که انرژی این سیاره در چارت تولدشان بسیار قدرتمند است.هدف اصلی و غایی سیاره زحل،پاک کردن هویت دروغگین و کاذب است،چرا که تنها از این طریق زحل فشار خردکننده ی حلقه های خود را رها کرده و فرد را به آزادی حقیقی خود میرساند.برای کسانی که به دروغ و ایگو(هویت کاذب)خود چنگ میزنند،زحل آن ها را در خود میبلعد و به خاکستر تبدیل میکند.در تهاجمی ترین تجلی خود،زحل میتواند شخصی را چنان تحقیر کند و درهم بشکند که احساس کوچکی و بی ارزشی سرتاسر وجود وی را فرا بگیرد.این سیاره در پاک و تخریب کردن هویت خود و دیگران،استعدادی بسیار عجیب و غریب دارد.در برابر سیاره زحل،افراد ضعیف و آسیب پذیر کاملا درهم میشکنند و به پوچی محض میرسند؛ این پوچی در نهایت تبدیل به نوعی انحراف و وسوسه برای تحقیر کردن دیگران از نظر جنسی و احساسی بدل میشود.این وسوسه در واقع نوعی بازی روانی برای حذف کردن «هویت دیگری» است.زحل فرد را چنان خُرد می‌کند که احساسِ تهی‌بودگیِ مطلق به او دست می‌دهد. همین «تهی‌شدگی»،وسوسه‌ی تحقیرِ دیگران را در فرد ایجاد میکند؛ گویی با محو و خردکردنِ هویتِ دیگران،این افراد حال خود در جایگاه زحلی مینشینند.

زحل در نجوم کارمیک،سیاره ی «جهل مطلق با طبیعت تاماستیک»بوده،که نماد سیاهی و خلا است.در متعادل ترین و معنوی ترین حالت خود،زحل در پی آن است که تمام دروغ هایی که به خودمان میگوییم و تمایلاتی که داریم را حذف کند،تا بدین ترتیب ما را از چرخه ی بی پایان سامسارا(تکرار رنج و تناسخ مجدد)رها کند.اما این سیاره در بعد منفی خود،تاریکی صرف بوده و فرد را با احساس پوچی و تهی بودن در درون،تنها میگذارد.(به همین علت نحس اکبر نیز نامیده میشود.)

به تجربیات بسیاری از کارگران جنسی و کسانی که به اجبار دست به تن فروشی زده اند،وقتی توجه میکنیم،متوجه میشویم هنگامی که اغلب آن ها با مشتری هایشان زمان میگذرانند،میگویند:وقتی مردی وارد اتاق میشود،انگار ذهن و هوشیاریمان از کار می افتد،جوری که دیگر وجود نداریم.

بسیاری از این قربانیان که با فریب یا اجبار به این ورطه ی هولناک کشانده شده اند،حالتی از پوچی و محو شدن کامل درونی را تجربه میکنند.بر تخت دراز میشکند،گویی نیمه جان هستند و اجازه میدهند که فرد دیگر به خواسته ی خود برسد.این افراد هوشیاری خود را بر اساس نوعی از مکانیسم دفاعی روان،خاموش میکنند،گویی در آن لحظه،انگار وجود ندارند.

فعالیت های دیگری نیز هستند که این حالت خاموش شدن هوشیاری را برمی انگیزند،از جمله مواد مخدر و الکل.الکل در نجوم شرقی به طور ویژه ای به سیاره زحل نسبت داده میشود و پیوندی دیرین با این سیاره دارد.صنعت جنسی،مواد مخدر،الکل و جرم و جنایت،اغلب بهم پیوسته بوده و همگی در قلمروی جهان های پنهان و زیرزمینی قرار دارند.این دوجهان در نجوم شرقی با خانه هشتم و خانه دوازدهم مرتبط هستند،دو خانه ای که کاراکای آن سیاره زحل میباشد! این دو خانه با امور پنهانی(8)و از دست رفتن و زوال آگاهی از طریق روابط جنسی،الکل،مواد مخدر و نئشگی(12)شناخته میشوند.برای اینکه این نوع رفتار مجاز باشد، این افراد باید در واقعیتی خارج از جامعه‌ی عادی و روزمره(خانه 6,خانه دنیای روزمره و در مخالفت با خانه 12 قرار دارد) وجود داشته باشند، جایی که با مجازات معمول برای این رفتار مواجه نشوند. همچنین، خانه‌ی دوازدهم، خانه‌ی رهایی است،آزادیِ رها کردن خود در برابر خواسته‌های شخصی،چه بسا خواسته های منحرفانه و تابو. از نظر روانشناختی،خانه 12 خانه ای است که می‌تواند زمینه‌ساز انحراف به خاطر افراطی رفتار کردن باشد.(در پست های قبلی در مورد ونوس و ماهیت افراطی آن صحبت کردیم.ونوس در خانه 12 و نشان ماهی به شرف میرسد.)

 

فصل سوم سریال سرخوشی(Euphoria)،بهترین مثال ملموس برای درک انرژی خانه 8 و 12 در سینما است.

 

مکانیسم دفاعی دیگری که برخی افراد در برابر زحل دارند،پناه بردن به مصرف مواد مخدر است،تلاشی که در آن انسان خود را وادار میکند که از جسم خود بیرون برود،درست در لحظه ای که مشتری به حریم جسم تجاوز میکند.این راهی است برای تاب اوردن در واقعیتی که در آن،فرد انگار در سرزمینی بیگانه گرفتار شده و با زنجیر های آهنین در بند است،و زندگی اش در دست افرادی حریص و فرومایه قرار دارد که همواره به مرز های جسمی و عاطفی وی دست درازی و تجاوز میکنند. 

 

بازیگر فصل سوم سریال یوفوریا،آلامو براون،ماه در ناکشاترای اوتارابادراپادا دارد.این ناکشاترا تحت حکومت زحل است.شخصیت آلامو در سریال،رییس فاحشه خانه، قاچاقچی و پخش کننده مواد مخدر است.

 

زحل در نجوم شرقی،سیاره ای است که جایگاه های بسیار قدرتمندی در جامعه و درمیان طبقات ثروتمند میتواند به فرد ببخشد.موضوع قابل توجه دیگری که به درک عمیق فرهنگ هندی از این سیاره میپدازد،طبقه اجتماعی زحل است که با شودرا ها (بردگان و افراد زیردست جامعه)ارتباط دارد.زنان، کودکان، و دختران بی تجربه و کم سن و سال، از جمله نمونه‌های افراد آسیب‌پذیر هستند.افراد زحلی ممکن است به سمت کسانی کشیده شوند که بی‌قدرت و فاقد استقلال‌اند، زیرا این افراد منبعی امن برای تخلیه‌ی امیالشان فراهم می‌کنند. فقرا و ضعیفان، آسان‌تر و سریع‌تر «خرد» و بی‌آبرو می‌شوند، و به همین دلیل برای نوعِ بیمارتر و آسیب‌زاترِ افراد تحت حکومت زحلی، رضایت بیشتری فراهم می‌کنند.شاید منفی‌ترین نمودِ «محو کردنِ خود» یا «پاک کردنِ خویشتن»، خودکشی باشد؛ آخرین راهِ فرار برای بسیاری از کسانی که می‌خواهند از چنگالِ تنگ و خفه‌کننده‌ی زحل بگریزند.بسیاری از قربانیان جنسی برای یافتن نوعی رهایی، به خودکشی پناه می‌برند.

اگر سبک سواستفاده جنسی منسوب به زحل بررسی شود،میتوان آن را نوعی سواستفاده از قدرت و جایگاه خود دانست.چرا میل به روابط جنسی با کسانی که ظاهرا از خود فرد از نظر طبقه اجتماعی و از نظر فیزیکی ضعیف ترند،در افراد زحلی وجود دارد؟

زحل و ناکشاتراهای تحت حکومت آن،همگی با عمل نابود کردن هویت(چه برای قصد مثبت چه برای قصد منفی و منحرفانه)به حرکت در می آیند.این هویت میتواند هویت خودشان باشد،یا هویت دیگری.تماشای خاموش شدن شور و شوق زندگی در چشمان دیگری،دیدن اینکه مقاومت از بدنش بیرون میرود و تبدیل به فردی بی نام،بی چهره و تهی از هرگونه شخصیت و هویتی میشود،برای سیاره ی حاکم بر بردگی یعنی زحل،اوج لذت در منحرفانه ترین حالت خود است.

افراد آزارگر،نقش منفی زحل را برای دیگران ایفا میکنند.این افراد،نقش یا هویتی که دیگری باید داشته باشد را به آن ها دیکته میکنند،طوری که فرد به زور باید در حالت فرمان بردار،قربانی یا فردی کم ارزش دیده شود.این افراد قلدر، از هرسو دیگری را تحت فشار میگذارنند و با ترس،تحقیر یا کنترل گری، او را برده ی خود میکنند.آزارگران مثل زندان بان رفتار میکنند(زحل کاراکای خانه ی زندانی شدن ،یعنی خانه 12 است)،و برای فرد قربانی مرزهایی میکشند که کاملا ذهن و اعتماد به نفس وی را در هم میشکند.برای اینکه این نوع رفتار مجاز باشد، این افراد باید در واقعیتی خارج از جامعه‌ی عادی و روزمره وجود داشته باشند، جایی که با مجازات معمول برای این رفتار مواجه نشوند. همچنین، خانه‌ی دوازدهم، خانه‌ی رهایی است، آزادیِ رها کردن خود در برابر خواسته‌های شخصی. از نظر روانشناختی، این خانه‌ای است که می‌تواند زمینه‌ساز انحراف نیز باشد.

هر سیاره ای،به شیوه ی خاص خود،بر جهان هستی و زمین،حکمرانی میکند.خورشید برای مثال،چنان پادشاه گونه رفتار میکند که دیگران بی اختیار،مجذوب این شکوه شده و در سایه ی او پناه میگیرند.اما زحل،از راه تحقیر،تسخیر و اجبار فرمان می راند،و با به بند کشیدن دیگران،هستی و وجودشان را تحقیر و خرد میکند.زحل در سیاست حتی میتواند نقاب فرد دموکراسی خواه را بزند،اما فارغ از شیوه ی حکومتش،آنچه میطلبد،تسلیم بی قید و شرط دیگران به هر طریق است.زحل خواهان آن است که همگان در برابر یک قدرت یا ایده ی واحد،سر تعظیم فرود اورند،وضعیتی که فردیت و روح تک تک افراد،باید در مقابل خواسته های زحل محو شوند.این سیاره میخواهد دیگران، نیازها، آرزوها،اندیشه ها و خواسته های قلبی خود را فدا کنند.زحل در برابرِ افراد قدرتمند دیگر،به طور مثال با مزاج خورشیدی، ناآرام است, و به مانند سایه‌ای خزنده، مدام به دنبالِ ترک‌خوردگی‌های روحِ آن‌ها می‌گردد تا نیشِ خود را از آن طریق در آن ها فرو کند و ضعف‌هایشان را بیرون بکشد.

 

زحل و بلعیدن فرزندان خویش-رابطه زحل با افراد پدوفیل 

 

 

میل جنسی به کودکان، پِدوفیلیا یک ناهنجاری روانی است و عبارت است از تمایل جنسی عودکننده یا تحریک جنسی نسبت به کودکان زیر ۱۳ سال.

منبع:سایت ویکی پدیا

زحل در اسطوره شناسی،نیروی تاریکی در طبیعت است که حتی فرزندان خویش را نیز میبلعد.زحل نه تنها به افراد ضعیف تر از خود رحم نمیکند،بلکه دست طمع خود را به دامان کودکان معصوم نیز میزند.

در نجوم جیوتیش،هر خانه ای که زحل در آنجا قرار بگیرد،آن را کوچک و منبقض تر میکند،به عبارت دیگر،باعث میشود شخص روی موضوعات مربوط به آن خانه،با نگاهی ریزبینانه و دقیق تمرکز کند.این سیاره،با رشد و تکامل مرتبط است،اما رشدی آهسته،محتاط و تدریجی.به همین دلیل،به چیزهایی که در مقیاس و اندازه کوچک تر هستند علاقه دارد،چون میخواهد ببیندکه این چیزهای کوچک،مثل جوانه ها،چگونه سر از خاک بر می آورند.این موضوع به نقش او به عنوان خدای بذرها مربوط میشود.البته،شیطانی ترین و پست ترین شکل بروز این انرژی،تمرکز افراد زحلی از نظر جنسی برروی کودکان است،یعنی تلاش برای فهم جنسیت و رشد از راهی منحرفانه،آلوده و آزارگرانه.برخی از این آزارگران،به قربانیان خود با روشی ظاهرا ملایم تر و دوستانه تر نزدیک میشوند،و برخی دیگر از طریق خشونت،تهاجم،دست درازی و ویران گری.

 

وودی آلن در کنار دخترخوانده ی خود که بعدا تبدیل به همسرش شد.آلن،خورشید در ناکشاترای آنورادها دارد.

بر اساس متون «وایو پوراناها»،تولد زحل در ناکشاترای رواتی رخ داده است.رِواتی، با تصویر گاوی که گوساله‌هایش را شیر می‌دهد نشان داده می‌شود؛ نمادی که بر شیفتگی زحل نسبت به چیزهایی تأکید می‌کند که کوچک، ضعیف و در مراحل آغازین رشد هستند.زحل همیشه علاقه مند به ضعف است، چه ضعفِ انسان‌های «ضعیف»، و چه خرد کردنِ کسانی که در ظاهر قوی و استوار به نظر می‌رسند، تا ضعف‌های پنهانشان را مشاهده کند. دلیل آن این است که زحل می‌خواهد چیزها را از پایه و ریشه بشناسد.زحل، به‌عنوان خدای بذرها و برداشت محصول، در بهترین حالت خود، خواهان آن است که همه چیز تا بالاترین حد ظرفیت و استعدادش رشد کند،اما در بدترین حالت خود،زحل اجازه نمیدهد هیچ جوانه ای باز شده و شکوفا شود.این حالت را میتوان در ناکشاترایی که زحل در آن به هبوط میرسد،یعنی ناکشاترای بارانی(Bharani)مشاهده کرد.بارانی ناکشاترایی است که با رشد کودک در رحم مادر مرتبط است،اما این رشد با سختی همراه است و زحل خیلی زود،با موجودات جوان و شکننده، بسیار بی رحمانه  و خودخواهانه رفتار میکند.زحل در بارانی با کسانی که در موضع ضعف قرار دارند، سخت‌گیرانه‌تر برخورد می‌کند و از این‌که با آن‌ها به شکلی زننده و بی‌رحمانه رفتار کند لذت می‌برد تا ببیند آیا فرو می‌ریزند یا همچنان استوار باقی می‌مانند. اگر آن‌ها «شایسته» تشخیص داده شوند، باز هم زحل به روند رشد دادنشان ادامه می‌دهد، اما همچنان با زور و فشار.نکته ی حائز اهمیت اینجاست که سیاره ی حاکم بر کودکان و نوجوانانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند،سیاره مرکوری است.

 

زحل و قاچاقچیان جنسی

 

 

ایده «شبکه های مخفی فساد جنسی» یا به طور کلی تجارت های زیرزمینی جنسی،به شدت با انرژی خانه هشتم،دوازدهم و نشان ماهی(نشان حاکم بر خانه 12)گره خورده است.اساساً، فعالیت‌های منسوب به نشان ماهی و خانه‌ی دوازدهم، خارج از چارچوب‌های معمول و روزمره‌ی جامعه جریان دارند.این فعالیت ها، مخفیانه و زیرزمینی هستند و گویی در دنیایی کاملاً مجزا وجود دارند؛ تا حدی که حتی توده‌ی مردم راجب وجود داشتنِ چنین جهان‌هایی شک می‌کنند.این سیستم ها به قدری عمیق و مخفی هستند که ذهن عادی حتی نمیتواند آن ها را تصور کند.

تمدن‌های زیرزمینی، فرقه‌های مخفی، ساختارها و جوامعی که بسیار دور از دسترس عموم به نظر می‌رسند، اما درست در زیرِ پوسته‌ی دنیای روزمره ما در حال جنب‌وجوش و فعالیت کردن هستند.با خانه 12 مرتبط هستند.این جهان ها غیرقابل دسترس بوده و با توانایی‌های معمولِ بشری نمی‌توان آن را درک کرد؛ درست مانند قلمروهای نشان ماهی در نجوم که برای ما کاملاً نامرئی هستند، اما با این حال در اطرافمان وجود دارند، بی‌آنکه از آن‌ها آگاه باشیم.البته، این موضوع را می‌توان به نشان «آکواریوس» نیز نسبت داد. نشان اکواریوس بر تمامی محافل و گروه های موجود در جامعه فرمانروایی دارد؛ از عمومی‌ترین،محبوب‌ترین ها و امن‌ترین بخش‌ها گرفته تا محافل و مافیا های دنیای زیرزمینی (Underworld). در واقع، نشان اکواریوس اغلب شیفته‌ی واقعیت‌های دنیای زیرزمینی است، چرا که رام کردنِ این انرژی‌های تاریک و پنهان، زیربنای ساختنِ یک جامعه‌ی «متمدن» را تشکیل می‌دهد.این جامعه متمدن همان انرژی خانه 11 و نشان اکواریوس را دارد. موضوع شبکه های قاچاق جنسی برای افراد ثروتمند و معروف را میتوان در مورد جفری اپستین،یکی از بدنام ترین افراد در حوزه ی سواستفاده جنسی دید.اپستین،رایزینگ در ناکشاترای تحت حکومت زحل،یعنی آنورادها،و ماه نیز در ناکشاترای زحلی ،یعنی پوشیا داشت.اتهامات وی داشتن جزیره خصوصی برای ارضای تمایلات کودک آزارانه خود،قاچاق دختران جوان از سراسر جهان برای خود و مهمانان معروف اش از طریق استفاده از جت های شخصی،میباشد.یکی از اتهامات بسیار تکان دهنده،آوردن سه قلوهای 12 ساله از فرانسه میباشد که هدیه تولد اپستین بوده اند.جفری اپستین چهره‌ای شناخته شده در صنعت قاچاق جنسی است و طیف وسیعی از شخصیت‌ها را برای تشکیل شبکه‌ای از آدم‌ربایان و قاچاقیان جنسی به کار گرفته بود تا دختران و پسران جوان‌تری را برای خود و آشنایانش قدرتمندش در جامعه فراهم کنند.زحل همانقدر که قابلیت مجازات کسانی که گناه کار هستند و از قوانین تخطی میکنند را دارد،خود نیز قابلیت این را دارد که مجازات را دور بزند.

پایان

OM NAMAH SHIVAYA 

 

 

فاطمه قادری گفت:
مهشاد عزیزم،این مطلبتون طبق معمول خارق العاده و عجیب بود.
به راستی که هیچ منجم ایرانی ای مثل شما انقدر جنبه های پنهان و عجیب نجوم رو نتونسته کشف و بررسی کنه.
بی صبرانه منتظر مطالب بیشتری ازتون هستم.
ممنون از شما.