بُعد دهشتناک ونوس در عشق:گزینش بی رحمانه

 

 

یکی از ویژگی‌هایی که کمتر درباره‌ی شوکرا (ونوس) صحبت می‌شود، نفرت او از «معمولی بودن» و مانند «دیگران انتخاب کردن»است.(در مقالات قبلی در مورد کلید واژه های دیگر ونوس در نجوم شرقی صحبت کردیم.)بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ دیگر این است که بسیاری او را سیاره‌ی مهربانی و عشق بی‌قیدوشرط و جامعه ی متمدنانه می‌دانند؛ درحالی‌که «طبیعت» چنین چیزی را تأیید نمی‌کند.طبیعت احساسات ندارد، اما هوشمندی عمیقی در مکانیسم‌های آن وجود دارد. طبیعت انتخاب می‌کند، حذف می‌کند و اجازه می‌دهد ویژگی‌هایی که بیشترین توانایی ادامه یافتن دارند، در نسل‌های آینده باقی بمانند. در زبان نمادین، این همان چهره‌ی «انتخاب‌گر» انرژی ونوس است که در ادامه مقاله به این موضوع در سطح متمدنانه و حیوانی پرداخته میشود.

ابتدا باید ببینیم ونوس حاکم بر چه بخش هایی در روند تکامل بشریت است.به همین خاطر،با فروید(ماه در نشان تارس)شروع میکنیم.فروید معتقد بود که در جامعه‌ی متمدن، غرایز طبیعی انسان(که با نشان تارس در نجوم در ارتباط است)، مخصوصاً غریزه‌ی جنسی و دیگر تمایلات غریزی، نمی‌توانند به‌صورت آزاد و مستقیم ارضا شوند. از نظر او، تمدن برای حفظ نظم اجتماعی(نشان ترازو با جامعه متمدن مرتبط است)، این نیروها را مهار، سرکوب یا به مسیرهای دیگر هدایت می‌کند. در نتیجه، بخشی از انرژی غریزی انسان به جای ارضای مستقیم، وارد حوزه‌هایی مثل کار، هنر، علم، خلاقیت و رفتارهای اجتماعی می‌شود؛ چیزی که فروید آن را نوعی تبدیل یا والایش می‌دانست.در این نگاه، انسانی که این بُعد غریزی را کاملاً پس بزند، ممکن است در ظاهر سازگارتر با جامعه شود، اما در درون دچار تنش، نارضایتی، تعارض روانی و احساس محرومیت می‌شود. فروید اساساً می‌گفت تمدن بدون سرکوب غریزه ممکن نیست،و این سرکوب هم هزینه دارد.انسان متمدن اغلب به قیمتِ از دست دادن بخشی از رضایت غریزی‌اش، به نظم و تایید شدن توسط اجتماع می‌رسد.

 

شوکرا در جامعه متمدن

 

شوکرا در نجوم کارمیک و شرقی،تنها سیاره‌ی زیبایی، عشق و لذت نیست و با Exclusivity یا «انحصار و خاص بودن» مرتبط است. برخلاف تصویری که امروزه از ونوس در نجوم عامه به عنوان سیاره‌ی رمانتیک و دوستدار همه چیزهای زیبا ساخته شده،در نجوم شرقی، شوکرا ذاتاً به دنبال چیزی است که همه به آن دسترسی نداشته باشند. هر سه ناکشاترای تحت فرمان ونوس،بارانی، پورافالگونی و پوروا آشادها،به شکلی با شکستن هنجارها، «استقلال در انتخاب» و فاصله گرفتن از ذهنیت جمعی ارتباط دارند.شوکرا از تقلید متنفر است، زیرا تقلید، اصالت را از بین می‌برد. به همین دلیل، در سطح تکامل‌یافته، شوکرا انسان را به سمت سلیقه‌ی شخصی و استقلال در انتخاب هدایت می‌کند.

تمایل ونوس برای انحصار و گزینش گری، به دلیل حکومت وی بر قلمروی تمامی ثروت ها خلقت،یعنی پاتال لوکاها مربوط است.شوکراچاریا، استاد شیاطین بوده و در روایت‌ های اسطوره‌ای هندی، با قلمرو پاتالا لوکا(جهان زیرین)ارتباط دارد.پاتالا لوکا در نمادشناسی، صرفاً «جهان زیرزمین» نیست؛ بلکه قلمرو گنج‌های پنهان، ثروت‌های کمیاب، اسرار، قدرت‌های نهفته و موجوداتی است که «خارج از نظم معمول جهان» زندگی می‌کنند.این موجودات،همگی نوعی سرکشی در برابر هنجارهای جمعی را نشان می‌دهند. آن‌ها به‌جای تقلید از جامعه، مسیر خود را «انتخاب» می‌کنند.به همین دلیل، انرژی شوکرا ذاتاً با «متفاوت بودن» گره خورده است.او به دنبال تأیید اکثریت نیست.ارزش از نگاه شوکرا، در تفاوت متولد می‌شود.

علت این تفاوت نیز را میتوان حتی در داستان گورو(ژوپیتر) و تضاد آن با ذات شوکرا پیدا کرد.در جیوتیش، ونوس و ژوپیتر دشمنان طبیعی یکدیگر شناخته می‌شوند، زیرا نماینده‌ی دو مسیر متفاوت از تکامل هستند.ژوپیتر نماد همسر،خانواده، فرزند اوری،قوانین اخلاقی و ادامه‌ی سنت ها است.اما شوکرا مسیر دیگری را نشان می‌دهد.شوکرا نماد امیال، انتخاب، جذابیت، لذت شخصی و گزینش است. او به جای اینکه همه چیز را مانند ژوپیتر گسترش داده و تغذیه کند، انتخاب می‌کند. به جای پذیرش بی‌قید و شرط ژوپیتری، معیار می‌گذارد. ژوپیتر با مفهوم «فرزند» و ادامه‌ی نسل ارتباط دارد،اما ونوس به دلیل خودخواهی ذاتی خود،انرژی خود را صرف تغذیه دیگران نمیکند. از این منظر نمادین، شوکرا می‌تواند جنبه‌ای داشته باشد که انرژی جنسی را از مسیر صرفاً «ادامه نسل» جدا کرده و به سمت تجربه، لذت، هنر، زیبایی، خلاقیت و خودشناسی هدایت کند. به همین دلیل، در سایه‌ی خود، انرژی شوکرا می‌تواند به سمت فردگرایی شدید، لذت‌محوری یا اولویت دادن به خواسته‌ها و لذت شخصی بر مسئولیت‌های جمعی و خانوادگی،که ژوپیتر نماینده ی آن است،حرکت کند.به همین دلیل، ونوس در سطح نمادین می‌تواند با هنرمندانی مرتبط دانسته شود که به‌جای جاودانگی از طریق فرزنداوری و خانواده، ردّ خود را در اثر هنری، زیبایی و خلاقیت باقی می‌گذارند.(به عنوان مثال داووینچی)

 

 

شوکرا و منحصر به فرد بودن در جمع و تمدن

ارزش از دیدگاه شوکرا، در نایاب بودن معنا پیدا می‌کند.شوکرا دوست ندارد در میان جمع گم شود. او نیامده است که شبیه دیگران لباس بپوشد، مانند دیگران فکر کند یا همان مسیرهایی را برود که اکثریت انتخاب کرده‌اند. افرادی با شوکرای قدرتمند، معمولاً جذب آثار هنری کمیاب، لباس‌های سفارشی، جواهرات خاص، عطرهای دست ساز، مکان‌های خصوصی،موسیقی کلاسیک، روابط انحصاری و هر چیزی می‌شوند که برای همه قابل دسترس نباشد. از نگاه شوکرا، اگر همه بتوانند چیزی را داشته باشند، آن چیز بخشی از ارزش خود را از دست می‌دهد. این همان مفهومی است که در اقتصاد نیز با عنوان «کمیابی، ارزش می‌آفریند» شناخته می‌شود،اصلی که شوکرا آن را در زیباترین شکل ممکن تجسم می‌کند. 

حتی در سطح روان‌شناختی نیز شوکرا تمایل دارد خود را از جمعیت متمایز کند. او دوست دارد انتخاب‌هایش امضای شخصی داشته باشند، نه اینکه صرفاً از مد روز یا سلیقه‌ی عمومی پیروی کنند. به همین دلیل، شوکرا اغلب با حس اشرافیت، سلیقه‌ی ممتاز و استانداردهای بسیار بالا همراه است و هرگز انرژی «عامه‌پسند» نیست.از روابط عاشقانه ای که انتخاب میکند گرفته تا استایلی که برای خود ترجیح میدهد،تماما ضد ذهن جمعی مردم و رفتارهای تقلیدگونه اشان است.(در نجوم شرقی،مردم با سیاره ماه ارتباط دارند.ونوس دشمن ماه میباشد.)

 

شوکرا: نظریه گزینش در زیست شناسی و شکارچی راس هرم

در طبیعت، «انتخاب» کردن هرگز فرآیندی لطیف نیست.این گزینش چه در مورد انتخاب کردن جفت، و چه شکار صدق میکند.سه ناکشاترای تحت فرمان شوکرا،Bharani، Purva Phalguni و Purva Ashadha،همگی حامل انرژی‌هایی هستند که با سلطه، بقا، انتخاب‌گری و «گزینش بهترین» ارتباط دارند.(در نظریه داروین این موضوع ثابت شده است.)در این نظریه، این ویژگی‌ها به الگوی «Apex Predator» یا شکارچی رأس هرم ارتباط دارند؛ موجودی که برای بقا نیازی به رقابت دائمی ندارد، زیرا جایگاه خود را از پیش تثبیت کرده است.در کلیدواژه های مربوط به ناکشاتراهای تحت حکومت ونوس، بارها با مفاهیمی مانند طبقه مطرود شده(Outcaste)، شکستن هنجارهای اجتماعی، استقلال از جمع، و زیستن بر اساس قانون طبیعت روبه‌رو می‌شویم. این همان جایی است که انرژی شوکرا به شکارچی رأس هرم (Apex Predator) شباهت پیدا می‌کند؛ موجودی که برای تأیید دیگران زندگی نمی‌کند، بلکه بر اساس خواست و ارزش‌های خودش انتخاب می‌کند.

معمولا تمامی حیواناتی که به عنوان شکارچیان راس هرم شناخته میشوند،با خود زیبایی ای منحصر به فرد را حمل میکنند.طبیعت، زیبایی را برای بقا خلق کرده است.نوعی از تکامل که طبیعت به واسطه ی غریزه و شمِ شکاری برای حفظ برتری خود در زنجیره‌ی حیات، به این حیوانات بخشیده است.زیبایی فقط چیزی نیست که دیده شده و مورد ستایش و تحسین قرار بگیرد،بلکه زیبایی در طبیعت اغلب علامتی برای ارزش زیستی، سلامت و توانایی ادامه‌ی نسل است.

 

 

سه ناکشاترای تحت فرمان شوکرا،همگی در نشان های تحت عنصر آتش در زودیاک قرار گرفته‌اند؛یعنی نشان قوچ، اسد و کماندار. این جایگاه، شوکرا را از تصویر صرفاً لطیف و رمانتیک آن فراتر می‌برد و جنبه‌ای «بدوی، غریزی و سلطه‌گر»را آشکار می‌کند.(شکارچی های راس هرم اغلب کودکان و نوزادان گونه های دیگر و حتی گونه ی خود را برای رسیدن به برتری و یا رفع گرسنگی،میکشند.به همین خاطر ذات ونوس،ضد ذات ژوپیتر که سیاره حفاظت و تغذیه کودکان میباشد، است.)

 

 

موضوع گزینش گری ونوس،در انتخاب جفت نیز خود را نشان میدهد.هر بار که یک موجود زنده، جفتی را انتخاب می‌کند، هم‌زمان ده‌ها یا صدها گزینه‌ی دیگر کنار گذاشته می‌شوند. انتخاب، یعنی رد کردن.کشش جنسی و عشق،ذاتا فرایندی بی رحمانه است.از نگاه زیست‌شناسی تکاملی، بسیاری از ژن‌ها هرگز فرصت انتقال به نسل بعد را پیدا نمی‌کنند، زیرا در فرآیند انتخاب جنسی(تحت حکومت ونوس در نجوم شرقی)، انتخاب نشده‌اند. طبیعت، برخلاف تصور ما، بر پایه‌ی برابری،برادری و مهربانی عمل نمی‌کند؛ بلکه بر پایه‌ی گزینش، رقابت و تداوم نسل پیش می‌رود.جالب اینجاست که ونوس حاکم بر نشان طبیعت یعنی تارس میباشد و در مقابل نشان مرگ،یعنی عقرب قرار دارد!تارس ضعیف در چارت تولد عموما باعث فعال شدن انرژی عقرب در یک تناسخ میشود.

 

ونوس و اصلاح ژنتیک در طبیعت و سیاست

 

در نجوم شرقی،ونوس در «ناکشاترای ماگها-Magha» متولد میشود، ناکشاترایی که با دودمان، خون، ژنتیک، نیاکان و ادامه‌ی نسل پیوند خورده است! بنابراین شوکرا فقط سیاره‌ی عشق نیست؛ او نماینده ی «انتخاب» است و انتخاب، همیشه با حذف کردن های بی رحمانه همراه است.به همین دلیل، شوکرا می‌تواند در انتخاب شریک زندگی، بسیار سخت‌گیر، گزینش‌گر و حتی از نگاه دیگران سنگدل به نظر برسد. نه از سر نفرت، بلکه به این دلیل که از منظر طبیعت، ادامه‌ی نسل و انتقال بهترین ویژگی‌ها، وابسته به همین فرآیند «انتخاب بی رحمانه» است. این همان چهره‌ ی تاریک ونوس است که کمتر درباره‌ی آن صحبت می‌شود؛ چهره‌ای که یادآوری می‌کند عشق، تنها احساسات،شفقت و همدلی نیست. عشق در طبیعت، با انتخاب همراه است، و هر انتخاب، به معنای بسته شدن راه‌ های بی‌شمار دیگر است. هر جانداری که موفق به انتخاب جفت مناسب و انتقال ژن‌های خود شود، نسلش ادامه پیدا می‌کند؛ اما هزاران موجود دیگر هرگز این فرصت را به دست نمی‌آورند. بسیاری از آن‌ها بدون آنکه ژن‌هایشان منتقل شود، از چرخه‌ی تکامل حذف می‌شوند. انتخاب، ذاتاً به معنای «نه گفتن» است؛ و «نه گفتن» همیشه با حذف همراه است. از این منظر، عشق و انتخاب کردن،روی دیگری دارند؛ رویی که گاهی بی‌رحمانه به نظر می‌رسد، اما بخشی از سازوکار طبیعت است. از همین رو، می‌توان شوکرا را نه فقط سیاره‌ی عشق، بلکه سیاره‌ی «گزینش ژنتیکی» نیز دانست. در این نگاه، شوکرا هرگز همه را انتخاب نمی‌کند. این بی‌رحمی، از نفرت یا دشمنی نمی‌آید؛ بلکه از قانون انتخاب سرچشمه می‌گیرد.

در پایان،نگاهی به ایدئولوژی یکی از مهم ترین افراد در بشریت خواهیم کرد.هیتلر.مردی که ماه در ناکشاترای تحت حکومت ونوس،یعنی پوروا اشادها داشت و شیفته ی «اصلاح ژنتیکی-Eugenics»شد.این ایده بر این باور استوار بود که می‌توان با کنترل تولیدمثل انسان‌ها، ویژگی‌های «مطلوب» را در جمعیت افزایش و ویژگی‌های «نامطلوب» را کاهش داد.وقتی این منطق از سطح طبیعت یا روابط انسانی خارج و به سطح ایدئولوژی سیاسی منتقل می‌شود، می‌تواند به شکلی خطرناک و ویرانگر درآید. یکی از افراطی‌ترین نمونه‌های تاریخی این موضوع را می‌توان در اندیشه‌ی آدولف هیتلر دید. هیتلر به ایده‌ی «بهبود نژاد» و نوعی اصلاح زیستی یا ژنتیکیِ جامعه باور داشت؛ با این تفاوت مهم که این نگاه دیگر توصیف یک سازوکار طبیعی نبود، بلکه تلاشی آگاهانه و سیاسی برای دخالت در ارزش‌گذاری بر انسان‌ها، طبقه‌بندی آن‌ها و حذف کسانی بود که از نظر ایدئولوژی نازی «نامطلوب» تلقی می‌شدند.این سیاست‌ها شامل جلوگیری از فرزندآوری کسانی بود که نازی‌ها آنان را از نظر جسمی، ذهنی، ژنتیکی یا نژادی «نامناسب» می‌دانستند. عقیم‌سازی اجباری کودکان عقب افتاده، حذف اجتماعی، زندانی‌کردن، و در نهایت کشتار سازمان‌یافته کودکان و بزرگسالان معلول، بخشی از همین منطق بود.

در مقابل، افرادی که در چارچوب نژادی مطلوب نازی‌ها قرار می‌گرفتند، به فرزندآوری بیشتر تشویق می‌شدند. بنابراین، مسئله فقط ترجیح یک گروه بر گروه دیگر نبود، بلکه تبدیل زیست انسان به یک پروژه‌ی دولتی برای انتخاب، حذف و مهندسی جمعیت بود.برای کسب اطلاعات بیشتر کتاب جنگ در مقابل ضعیف تر ها(War against weaks)مراجعه کنید.

در پایان،اسرار سیاره ونوس به مانند اقیانوسی عمیق میباشد که کشف کردن آن،شاید قرن ها و هزاره ها طول بکشد.