ونوس و فعال شدن بینایی دوزخی

 

در نجوم شرقی (جیوتیش)، هر سیاره یک اصل کیهانی را در بدن و روان انسان نمایندگی می‌کند.بر اساس آیورودا(طب سنتی هندی)،شوکرا کاراکا (نماینده‌ی) چشمان و قوه‌ی بینایی‌ست.اما بینایی بر اساس فرهنگ هند،صرفاً یک عمل فیزیولوژیک نیست. بینایی یعنی توانایی درک واقعیت، و واقعیت، لایه‌های بسیاری دارد که همه در برابر چشمان انسان های عادی نمایان نمی‌شوند.

در یکی از داستان های هندی، شوکرا برای به دست آوردن دانشی عظیم و اسراری کمیاب، به ریاضت روی می‌آورد. او در پی آن بود که به علوم و نیروهایی دست پیدا کند که از مرز دانایی عادی فراتر می‌رفتند.یکی از دانش هایی که ونوس در پی آن بود،توانایی زنده کردن مردگان بود.بنابراین اینجا ما پیوند ونوس با عوالم مردگان را نیز میبینیم. این جست‌وجو او را به شیوا نزدیک می‌کند. در برخی روایت‌ها، شوکرا برای رسیدن به این دانش باید آزمونی سخت را پشت سر بگذارد و در این مسیر، یکی از چشمان خود را از دست می‌دهد. به این ترتیب، شوکرا با قربانی کردن یک چشم، به بصیرتی برتر و دانشی عمیق‌تر دست می‌یابد.این داستان فقط یک افسانه ظاهری نیست، بلکه معنایی عمیق و نمادین در خود دارد. کور شدن یک چشم در مورد شوکرا را می‌توان نشانه این دانست که برای رسیدن به معرفت پنهان، دیدن معمولی کافی نیست. گاهی انسان باید بخشی از نگاه عادی، سطحی و دنیوی خود را قربانی کند تا نوع دیگری از بینایی در او بیدار شود.بینایی حقیقی همیشه از راه سلامت و راحتی به دست نمی‌آید. گاهی دیدن حقیقت، نیازمند زخم، قربانی، ریاضت، و ورود به تاریکی است. شوکرا با این تجربه، از یک سیاره صرفاً لذت‌طلب فراتر می‌رود و به نماد دانشی بدل می‌شود که از دل رنج، محرومیت و فداکاری بیرون می‌آید.یک‌ چشمی شدن شوکرا می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که او جهان را مانند انسان‌های عادی نمی‌بیند. او بخشی از دید معمول را از دست داده، اما در عوض، به نوعی بینایی دیگر دست یافته است، بینایی‌ای که می‌تواند اسرار مرگ، احیا، نیروهای پنهان، و عوالمی را که برای دیگران بسته‌اند، درک کند.

 

قوه‌ی بینایی براساس آیورودا،با عنصر آتش پیوند دارد. آتش بینایی، تنها آتش مادی و محسوس نیست؛ بلکه اصل روشن‌کنندگی، آشکارسازی، نفوذ و ادراک است. انسان به واسطه‌ی آتش می‌بیند، تمایز می‌نهد، صورت‌ها را از تاریکی بیرون می‌کشد و حضور اشیا را به عرصه‌ی آگاهی وارد می‌کند. در این معنا، نگاه کردن خود نوعی «آزادسازی انرژی آتشین» است؛ گویی از چشم، نیرویی لطیف اما نافذ به جهان فرستاده می‌شود تا آنچه پنهان است، در میدان ادراک ظاهر گردد.از سوی دیگر، عنصر آتش با گونای راجاس-Rajas نسبت دارد. راجاس، اصل حرکت، میل، التهاب، کشش، شور، نفوذ و درگیری با جهان است. هرجا آتش هست، نوعی پویایی، اشتیاق و فشار برای تجربه و تصرف نیز حضور دارد. به همین سبب، بینایی نیز صرفاً کیفیتی منفعل نیست؛ بلکه فعلی راجاستیک است.دیدن چیزی،میل را در انسان برمی انگیزد.به همین دلیل نگاه حامل نیرو است.

شوکرا در اساطیر ودایی ،گورو یا معلم اشوراها یا همان شیاطین است. این نکته صرفاً یک داستان اساطیری نیست، بلکه کلیدی برای فهم ماهیت این سیاره است. سیاره‌ای که معلم نیروهای ضد الهی‌ست، ناگزیر باید قابلیت ها و دانشی از آن قلمروها در اختیار داشته باشد،دانشی که برای دیدن و فهمیدنِ عوالمِ پایین‌تر و پنهان‌تر لازم است.ونوس در جیوتیشی، سیاره‌ ی راجاستیک دانسته می‌شود. بنابراین،این سیاره نه‌تنها با میل، جاذبه، لذت، کشش و اغوا در ارتباط است، بلکه به‌واسطه‌ی همین سرشت راجاستیک، با عنصر آتش نیز پیوند پیدا می‌کند. اگر بینایی از آتش نیرو می‌گیرد، و اگر آتش با راجاس مرتبط است، آنگاه شوکرا نیز در سطحی عمیق، با سازوکار باطنیِ دیدن مرتبط می‌شود. این ارتباط، ونوس را از یک سیاره‌ی صرفاً زیبایی‌شناختی فراتر می‌برد و او را به نیرویی بدل می‌کند که می‌تواند در کیفیت ادراک، شدت نگاه، و نوع مواجهه‌ی انسان با مراتب پنهان واقعیت نقش ایفا کند.

این معنا زمانی ژرف‌تر می‌شود که جایگاه اسطوره‌ای شوکرا را نیز در نظر بگیریم. در اساطیر ودایی، اشوراها موجوداتی با ماهیتی آتشین و راجاستیک‌اند؛ نیروهایی سرشار از میل، اراده، قدرت، التهاب، جاه‌طلبی و کشش به تصرف. آنان با سکون ساتویکی تعریف نمی‌شوند، بلکه با شدتی سوزان، با خواستن، با حرکت و با اراده‌ی نافذ شناخته می‌شوند. از این رو، سیاره‌ای که استاد چنین نیروهایی‌ست، نمی‌تواند فاقد دانشی ویژه و قابلیتی منحصر به فرد باشد. شوکرا باید به رموز آتشین ادراک، به لایه‌های پنهان میل، و به سازوکار ارتباط با جهان‌های فروتر و تاریک‌تر آگاه باشد؛ وگرنه چگونه می‌توانست گوروی نیروهایی باشد که خود از جنس راجاس و آتش‌اند؟

اگر بینایی به آتش وابسته است، و اگر شوکرا هم با بینایی، هم با راجاس، و هم با قلمرو اشورایی در پیوند است، پس ونوس قوی می‌تواند نوعی بینایی غیرعادی و فراتر از ادراک معمول به فرد عطا کند.از پیوند دو ویژگی ونوس،یعنی کاراکای بینایی و گورویِ شیاطین بودن،میتوان نتیجه‌ای ظریف و پرمعنا به‌دست آورد، ونوسِ قوی می‌تواند نوعی «بینایی دوزخی-Infernal Vision» ببخشد. فردی که ونوسِ نیرومندی دارد، ممکن است ظرفیتی فراتر از دیدنِ معمولی و نرمال داشته باشد،نوعی بینایی خاص و غیرعادی.چنین فردی توانایی مشاهده‌ی عوالم دوزخی،موجودات طبقات زیرین مانند شیاطین و جنیان، انرژی‌های تاریک، و لایه‌های نامرئیِ واقعیت که برای اکثر مردم دست‌نیافتنی‌ست،را دارد.این افراد نه‌ فقط ظاهر امور، بلکه سایه‌ی پنهانِ پشت آن‌ها را نیز ادراک می‌کند. این توانایی، گاه به صورت کشش به اسرار، جادو، نیروهای نامرئی، و جهان‌های مردگان و ممنوعه بروز می‌کند، و گاه در قالب نوعی حساسیت باطنی نسبت به حضور موجودات، ارتعاشات یا کیفیت‌هایی که دیگران از درک آن ناتوان‌اند. در چنین وضعی، بینایی صرفاً ابزار شناخت جهان مرئی نیست؛ بلکه به دروازه‌ای برای تماس با مراتب تاریک‌تر هستی بدل می‌شود.بینایی دوزخی،یعنی نوعی دیدن که فقط به چشم فیزیکی مربوط نیست. در این نگاه، انسان فقط با این دو چشم ظاهری دنیا را درک نمی‌کند، بلکه می‌تواند نوعی بینایی درونی هم داشته باشد. این بینایی درونی اگر بیدار شود، فرد ممکن است چیزهایی را حس یا مشاهده کند که برای بیشتر مردم پنهان است؛ مثل بعضی انرژی‌ها، حضورهای نادیدنی موجودات عوالم دیگر، یا لایه‌های پنهان‌تر واقعیت.البته هر حس عجیب یا هر تصویر ذهنی، به معنی داشتن بینایی دوزخی نیست. برای اینکه این نوع ادراک واقعی و درست باشد، ذهن و درون انسان باید تا حدی پاک، آرام و متعادل شود. وگرنه ممکن است فرد خیال، ترس یا توهمات خودش را با واقعیت اشتباه بگیرد.

 

OM SHUKRAYA NAMAH