
در بسیاری از فرهنگهای کهن، قاعدگی نوعی «تطهیر» و پاکسازی وجودی تلقی میشده است. متون کهن بِرهات سَمهیتا (Bṛhatsaṃhitā) دقیقاً به همین دلیل، بر خلوصِ ذاتی و ریشهدارِ زنان تأکید ورزیده و میگوید: “زنان از سوی ماه، با پاک شدن ذاتی، متبرک شدهاند.” این متن در ادامه میافزاید: “برهمنان در گامهایشان پاکاند؛ گاوها در پشتشان؛ گوسفندان و اسبان در چهرهشان؛ اما زنان، در سرتاسرِ پیکرشان. زنان، که خود مظاهر پاکی بیهمتا هستند، هرگز آلوده نمیشوند؛ چرا که قاعدگی، هر ماه ناپاکیهای آنان را از وجودشان میشوید و میبرد.در نجوم شرقی (ودایی یا جیوتیش)، قاعدگی و سلامت باروری زن به شدت با چرخههای سیارهای گره خورده است. در این دیدگاه، «بیماری» یا «مشکل» در قاعدگی (مانند بینظمی، درد شدید یا آمنوره) فقط یک مسئلهی فیزیکی نیست، بلکه بازتابی از «تنش در جریان انرژیهای کیهانی» در کالبدِ زن است.
در عمق جان و تن زن، کل جهان هستی با تمامی چرخههای خلقت و ویرانی اش، فعالانه جاری است. با هر چرخهی ماه، او برای مدتی فضا و بستر تغذیهکنندهی خلقت را در خود نگاه میدارد و در دورهای دیگر، به مانند خلأیی ویرانگر میماند که آنچه فرسوده و بیاستفاده است( یا آنچه که نظم را برهم میزند)را از وجود خود بیرون میراند. داشتن همزمان هر دو فرایند در جسم مادینه، به زن کمک میکند تا به تعادلی انرژیایی و خلوصی درونی دست یابد که فراتر و برتر از مردان است.کالبدِ مردانه، به سبب نداشتن چنین فرآیند خودکار تطهیری، در معرضِ نوعی “آنابولیسمِ معنوی” (انباشتگیِ نامعتادل انرژی در درون) قرار دارد که میتواند خطرآفرین باشد. آنابولیسم در میدان و تراز انرژی مردان، همان چیزی است که به ناپاکیهای درونی منجر میشود؛ چرا که انرژی در مسیرها و نواحیِ نامتعارف، گرد میآید و روی هم انباشته میشود. این تجمع راکد و تحریف شده انرژی ها در جسم مردان، میتواند به شکل انحرافات جنسی و فِتیش ها، لغزشهای فکری، وابستگیهای ناهنجار و وسواسهای ذهنی بروز کند.در نظام هستی، هیچ فزونی و انباشتگیای بیخطر نیست. زن، توازن متعادل سازی درونی را از طریق “طبیعتِ” خود و پیوند با چرخههای ماه به دست میآورد. اما مرد، برای رهایی از “آنابولیسمِ معنوی” (انباشت سنگینِ انرژی و ماده)، نیازمند “آگاهی معنوی” و “ایثار” است.در واقع، مرد باید به صورت ارادی و از طریقِ بخشش، ریاضت یا خدمتِ معنوی، آن چرخهی “تطهیر با خون” را که در زن به صورت طبیعی رخ میدهد، در ساحتِ روحِ خود بازسازی کند تا از گرههای ذهنی و انحرافاتِ ناشی از انباشتگیِ انرژی مصون بماند.
بیجا مانترای کلمهی «زن» در سانسکریت،(استری/Stri) स्त्रीँ می باشد که همان بیجا مانترای الهه تارا است که خود، تجلی سیاره ی کیتو است.کیتو،کاراکای موکشا (رهایی) است؛ نیرویی که به انسان کمک میکند تا زوائد و ناخالصی های بیهوده در کالبد جسمی،ذهنی،روحی و احساسی را رها کرده و نابود سازد (تا آزاد شود) و دوباره با مرکز هستی خود همتراز گردد.
نکتهی تأملبرانگیز این است که یکی از معانی واژهی موکشا، «ریختنِ خون» است.حتی در کتاب مقدس، در رسالهی عبرانیان (۹:۲۲)، در باب ضرورت قربانی کردن و ریختن خون برای شفا و توبه میخوانیم: «تقریباً هر چیزی با خون تطهیر میشود؛ چرا که حقیقتاً، بدون ریختن خون، بخشایش گناهان ممکن نیست.»
در طب سنتیِ آیورودا، سیارهی کیتو با “زالودرمانی” و درمانهای مبتنی بر “خونگیری” و همچنین فرآیندهای “خشککننده” (شوشانا) مرتبط است؛ چرا که کتو سیارهای است که رطوبت و اضافات را از هر چیزی میمکد و آن را پیراسته میکند. چوب صندل تحت حکومت سیاره ی کیتو بوده که در آیینهای شانتی (آرامشبخشی)،به کار میرود، گیاهی است که از شیرهی گیاهان دیگر تغذیه میکند.از سوی دیگر، سیارهی مشتری ژوپیتر حاکم بر “چربی های” بدن است؛چربی های بدن،همان بافتی هستند که سموم را در خود ذخیره میکند.در اینجاست که پیوندی مقدس شکل میگیرد،کیتو از بخشندگی و انرژی فردِ خیرخواه و توانگر (تجلیِ ژوپیترکه دارای فزونی و انباشتگی در میدان انرژیایی خود است) بهرهمند میشود و از طریق آن گذرانِ عمر میکند. این مبادلهی انرژی، هر دوی آنها را از نظر معنوی به تعالی میرساند.
در نجوم شرقی، شوهر در چارت تولد زنان، با سیارهی ژوپیتر نشان داده میشود، و الهه تارا در متون ودایی، همسر ژوپیتر دانسته شده و در عین حال شفادهندهی اوست.زنان پیوندی ویژه و معنوی با مفهومِ دریافتِ “فزونی و ثروت” دارند، بیآنکه خود ناپاک و منحرف شوند؛ زیرا در بدن آنان دورهای مشخص و ریتمیک برای آپانا وایو (Apana Vayu) بر اساس طب آیورودا وجود دارد،دوره ای که جریان رو به پایین انرژی در زمان قاعدگی فعال میشود.این جریان رو به پایین انرژی،در واقع نوعی تخلیه انرژیایی بسیار قدرتمند درکالبد زنانه محسوب میشود.در نجوم ودایی، ماه حاکم بر سیالاتِ بدن، چرخهها و ریتمهای بیولوژیک است؛ و مارس حاکم بر خون، گرما و انرژیهای آتشین بدن است.اگر مارس در وضعیت نامتعادلی باشد،این «آتش» به جای اینکه در یک جریانِ منظم (قاعدگیِ سالم) تخلیه شود، به صورت «التهاب» یا «درد شدید» بروز میکند. مارس آسیبدیده میتواند باعث گرفتگیهای دردناک شود، زیرا نمیگذارد جریانِ آپانا وایو (جریانِ رو به پایین انرژی) به آرامی صورت گیرد.اگر ماه ضعیف باشد،ریتمِ بدن از دست میرود. چون ماه کنترلکنندهی جزر و مدِ آبهای بدن است، ضعف آن در چارتِ تولد منجر به بینظمیهای قاعدگی (سیکلهای نامنظم یا تأخیری) میشود.جایگاه زحل و کیتو نیز بسیار حائز اهمیت است. زحل سیاره ای با مزاج سرد و خشک است و با انقباض شناخته میشود. اگر زحل بر خانهی هشتم (مرتبط با اندامهای تناسلی) یا بر ماه تأثیر منفی بگذارد، قاعدگی ممکن است «سرکوب» شود یا فرد دچار خشکی واژم و گرفتگی های شدید شود. زحل در اینجا جریانِ طبیعیِ رهایی انرژیایی را «مسدود» میکند.اگر کیتو در چارت با سیاراتِ باروری درگیر باشد، میتواند باعث اختلال در «پذیرش» انرژی یا همان اسپرم مردانه شود. گاهی قاعدگیهای بسیار سبک (یا قطع شدن آن) با تأثیرِ شدیدِ انرژی کیتو مرتبط است، زیرا کیتو تمایل دارد همه چیز را «بخشکاند» و از بین ببرد.(کیتو سیاره ی مربوط سندرم پلی کیستیک است.)
در دانش ودایی، قاعدگی یک عملِ آپانایی است (انرژیای که باید رو به پایین باشد تا سموم دفع شوند). وقتی در نجوم شرقی صحبت از «مشکل قاعدگی» میشود، منظور اغلب «انسداد در مسیرِ آپانا» است.این انسدادها معمولاً زمانی رخ میدهد که فرد از نظر ذهنی دچارِ انباشتگی (همان آنابولیسمِ معنوی که پیشتر گفتیم) باشد. استرسهای حلنشده، ترسها و فشارهای عاطفی به صورتِ «گرههای انرژی» در چاکراهای پایین (مولاداهارا و سوادهیستانا) جمع میشوند و اجازه نمیدهند که چرخه به درستی تخلیه شود.
برای شفای آپانا در کالبد زنانه باید اعمال مختلفی انجام داد.از نظر نجوم ودایی، درمانِ این مشکلات فقط دارویی نیست؛ بلکه «همتراز کردنِ دوبارهی خود با ریتمهای کیهانی» است.فردی که با قاعدگی مشکل دارد، اغلب در حالِ «مقاومت» در برابر رها کردنِ کهنگیهاست. نجوم ودایی پیشنهاد میکند که فرد با انرژیِ «ماه» (مثلاً با یوگا یا مدیتیشن در نور ماه) ارتباط بگیرد تا بدن ریتمِ خود را بازشناسد.استفاده از چوب صندل (که انرژی کیتو را تعدیل میکند) یا تمریناتِ تنفسی که «آپانا وایو» را فعال میکنند، برای باز کردنِ مسیرهای انرژی توصیه میشود.در نجوم ودایی، مشکلِ قاعدگی «مجازات» نیست؛ بلکه «فریادِ بدن» است برای آزاد کردنِ باری که روح نباید حمل کند. وقتی چارتِ نجومی تنش را نشان میدهد، بدن در واقع دارد تلاش میکند تا از طریق درد یا بینظمی، پیامی مبنی بر نیاز به «تطهیرِ عمیقتر» را به آگاهیِ فرد برساند.
از این رو، همچون کیتو، زنان انرژی از اطراف خود دریافت کرده وآن را مصرف میکنند، اما انرژی را در خود «احتکار» نمیکنند؛ بلکه از طریق عادت ماهیانه، آنچه را دریافت کردهاند پالایش و یا حتی تخلیه میکنند. به همین دلیل، در متون تانتریک،زنان میتوانند نیرویی پالاینده و تطهیر کننده برای مردان باشند. زن انرژی را میگیرد و ذاتا این توانایی را دارد که آن انرژی را یا تغذیه کرده و رشد دهد،یا به شکلی نو سامان داده، یا آن را رها و دفع کند.همان پالایشی که برای زن در زمان قاعدگی رخ میدهد، برای مرد نیز هنگامی روی میدهد که در عمل جنسی وارد یونی (yoni)پارتنر خود میشود و گرمای دگرگونکننده و پاککنندهی آن را تجربه میکند. این همان اصلِ دگرگونیِ فزونی به برکت است؛ همان الگویی که در آیینهای مقدس هندی ها و مخصوصا پوجا دیده میشود، هنگامی که برهمن، روغن گی (روغنِ مقدس، نماد ژوپیتر) را در آتشدان(که نماد یونی است) میریزد.
در اساطیر شرقی گفته میشود که خاستگاهِ قاعدگی به ایندرا (پادشاه خدایان) بازمیگردد چراکه او که مرتکب گناه کشتن یک برهمن شده بود.(در متون ودایی،خطرناک ترین گناهی که یک فرد مرتکب آن میشود،گناه کشتن برهمن است.نفرین این عمل برای ابدیت در کالبد کارمیک فرد حک خواهد شد.) از آنجا که ایندرا خود قادر نبود این ناپاکی را از وجودش بزداید، آن را میان درختان، آب، زمین و در نهایت میان زنان تقسیم کرد؛ و زنان، آن گناه را از طریق قاعدگی بر دوش گرفتند و ماهانه آن را با خونِ خویش شستند و از میان بردند.بدینسان، زنان، پادشاهِ خدایان را از گناه و آلودگی هایش پاک کردند؛ درست همانطور که برای همسرِ خود نیز چنین میکنند و او را از آن «فزونی» که میتواند به گناه بدل شود، میرهانند. روزهای قاعدگی را میتوان به همین دلیل، با ناکشاترای تحت حکومت ایندرا، یعنی جیشتا (Jyeshta) پیوند داد. این صورتِ فلکی، با دوماتی (Dhumavati)،الههی بزرگ و کهنِ فضا و مکان های نابارور،عقیم و غیرپذیرنده،مرتبط است.
سیارهی کیتو در این ناکشاترایی که مزاج «خشک» دارد، به اوج قدرت و تعالی میرسد؛زیرا کارکرد کیتو، رهایی بخشیدن انسان از رطوبتِ زائد و انباشتگیهایِ بیهوده از طریقِ همین فرآیندِ «خشککردن» است.(الهه مربوط به کیتو یعنی تارا،گفته میشود حتی انسان را از غرق شدن نجات میدهد،نکته ای که تفکر برروی ان خالی از لطف نیست)کار کیتو این است که هرآنچه را که در اشکال، اندازهها و مسیرهای گوناگون پراکنده شده، به سوی قدرتِ ریشههایش بازگرداند. یکی از نمادهای جیشتا، «چتر» است؛ چتری که انسان را از باران محافظت میکند و این خود نشان میدهد که چگونه این ناکشاترا با رسالت «خشککنندهی» کیتو در هماهنگی است.زن، همان ساحتی است که ناپاکیها، گناهان و «سنگینیهای» جهان و مرد را در خود پذیرا میشود، آنها را در شعلهی چرخههای ماهانهاش میسوزاند و به «پاکشدگی» بدل میکند.
در نهایت، این دورانِ «ریزش»دیواره ی رحم زن، این جریانِ تطهیرگر و «ویرانگرِ» زن، همان چیزی است که فضایی فراخ و سرشار برای خلقتِ تازه در زمانِ تخمکگذاری پدید میآورد. شاید سوءتفاهمِ رایج مبنی بر اینکه “خونِ قاعدگی ناپاک است”، دقیقاً از همینجا ناشی شده باشد؛ در حالی که این خون در آیینهای «تانتریک»،مادهای است مقدس و بسیار قدرتمند.مانند خونگیری از طریق زالودرمانی، این خون، تخلیهی اضافات،مواد زائد و بینظمیهایی است که توازنِ و تعادل وجود زن را در صورت تخلیه نشدنشان،برهم میزند.
در کتاب یونی تانترا (Yoni Tantra)، به سالکان پیشرفته توصیه شده است که برای دستیابی به برترین مرتبهی وجد و سعادت، خونِ قاعدگی را بر پیشانیِ خود بزنند.همچنین در گیانارناوا تانترا (Jnanarnava Tantra) آمده است: «کالبدِ آدمی از خونِ قاعدگیِ زن متولد شده است؛ پس چگونه میتواند ناپاک باشد؟انسان به واسطهی همین ماده، میتواند به والاترین جایگاهِ هستی دست یابد.»
OM HREEM BHAIRAVI KALAUM HREEM SVAHA











